کمیته بانکداری سنا قانون شفافیت (CLARITY) را تصویب کرد: چرا شبکههای غیرمتمرکز شایسته دستهبندی قانونی خاص خود هستند؟
به طور خلاصه
ایالات متحده به مدت یک دهه ارزهای دیجیتال را به اشتباه تنظیم کرده است. قانون CLARITY چارچوبی را ارائه میدهد که سرانجام با شبکههای بلاکچین و نیازهای نوآوری آمریکا مطابقت دارد.

بیش از یک دهه است که ایالات متحده یکی از متحولکنندهترین فناوریهای مالی تاریخ را با مجموعهای از قوانین طراحیشده برای دورانی متفاوت اداره میکند. در ۱۴ مه ۲۰۲۶، کمیته بانکداری سنا به صورت دو حزبی به پیشبرد قانون شفافیت بازار داراییهای دیجیتال رأی داد - نقطه عطفی که به گفته مایلز جنینگز، مشاور عمومی ... آندرسن هورویتز (a16z)، شایسته توجه بسیار بیشتری نسبت به آنچه دریافت کرده است، میباشد. جنینگز در یک تحلیل دقیق استدلال میکند که این قانون هدیهای به صنعت کریپتو نیست، بلکه اذعانی است که مدتها پیش باید به آن توجه میشد، مبنی بر اینکه شکست نظارتی فعلی پایدار نیست - و هزینه آن نه تنها بر دوش کارآفرینان، بلکه بر دوش هر آمریکایی است که قرار است از نسل بعدی زیرساختهای دیجیتال باز بهرهمند شود.
یک دهه شکست نظارتی - و پیامدهای آن
جنینگز معتقد است برای درک اهمیت شفافیت، ابتدا باید فهمید که فقدان قوانین شفاف چه چیزی را به بار آورده است. بدون یک چارچوب نظارتی جامع، سازمانهای آمریکایی مجبور بودهاند با تکیه بر قوانین موجود که هرگز با در نظر گرفتن شبکههای بلاکچین طراحی نشدهاند، به صورت بداهه عمل کنند. نتیجه، طبق ارزیابی او، یک چشمانداز قانونی دائماً در حال تغییر بوده است که در آن قوانین بدون هشدار تغییر میکنند، اغلب از طریق اقدامات اجرایی به جای وضع قانون.
جنینگز معتقد است که این رویکرد در هر زمینهای شکست خورده است. این رویکرد مصرفکنندگان را ناامید کرده و آنها را در معرض همان آسیبهایی قرار داده است که قرار است مقررات از آنها جلوگیری کند. این رویکرد سازندگان مسئول را ناامید کرده است که با انتخاب غیرممکنِ عبور از ابهام قانونی با هزینه هنگفت یا انتقال عملیات به خارج از کشور مواجه شدهاند. و این رویکرد رقابتپذیری آمریکا را نیز از بین برده است - و به اتحادیه اروپا، با مقررات MiCA خود، و بریتانیا فرصتی برای تعیین استاندارد جهانی قبل از اقدام ایالات متحده داده است.
جنینگز اصرار دارد که این آسیب، حتی اگر به سختی قابل اندازهگیری باشد، واقعی است. او یک خلاف واقعِ صریح مطرح میکند: اگر آمازون، اپل، گوگل و مایکروسافت در حوزههای قضاییِ پذیرای نوآوری تأسیس میشدند، اقتصاد ایالات متحده چگونه به نظر میرسید؟ او به ما یادآوری میکند که تسلط فناوری آمریکا هرگز اجتنابناپذیر نبوده است - این تسلط محصول چارچوبهای قانونی بوده است که به کارآفرینان اجازه داده است ریسک کنند و برای بلندمدت بسازند. او استدلال میکند که شبکههای بلاکچین نیز شایسته همین فرصت هستند. از نظر جنینگز، نگرانکنندهترین چیز این است که خلاء نظارتی، بازیگران بد را از بازار دور نگه نداشته است - بلکه آنها را به ورود دعوت کرده است، در حالی که سازندگان مشروع را در معرض چیزی قرار داده است که او آن را «مقرراتگذاری از طریق اجرا» مینامد: فرآیندی که دادرسی را جایگزین قانونگذاری میکند و دقیقاً همان نوع نوآوری مورد نیاز کشور را از بین میبرد.
چرا شبکهها متفاوت هستند - و چرا قانون باید این را به رسمیت بشناسد
استدلال عمیقتر برای CLARITY، آنطور که جنینگز مطرح میکند، صرفاً اصلاح شکستهای گذشته نیست، بلکه شناخت یک تغییر اساسی در آنچه اکنون میتوان ساخت است - و حصول اطمینان از اینکه قانون آمریکا به طور فعال مانع از ظهور بهترین نسخه از آن آینده نشود.
جنینگز اذعان میکند که ایالات متحده بیش از یک قرن صرف توسعه چارچوبهای قانونی پیچیده برای شرکتها کرده است. این چارچوبها برای آنچه که برای پشتیبانی از آن طراحی شدهاند، به خوبی کار میکنند: سرمایهگذاریهایی با مدیران قابل شناسایی، ساختارهای مالکیت شفاف و کنترل مداوم. اما او استدلال میکند که شبکههای بلاکچین، شرکت نیستند. آنها اساساً نوع متفاوتی از مکانیسم هماهنگی هستند - مکانیسمی که کنترل را به جای تمرکز، توزیع میکند، از طریق قوانین شفاف به جای اختیار مدیریتی عمل میکند و به عنوان زیرساخت مشترک به جای مالکیت اختصاصی عمل میکند. جنینگز هشدار میدهد که وقتی چارچوبهای قانونی ساخته شده برای شرکتها در شبکهها اعمال میشوند، آن شبکهها دچار اختلال میشوند: کنترل در جایی که قرار بود پراکنده باشد، متمرکز میشود، واسطهها در جایی که فناوری برای حذف آنها طراحی شده بود، ظاهر میشوند و ارزش به جای شرکتکنندگان در لبهها، به مرکز جریان مییابد.
جنینگز تأکید میکند که این یک مشکل نظری نیست. در سراسر اقتصاد دیجیتال، شبکههای شرکتی - سیستمهای پرداخت، بازارها، پلتفرمهای اجتماعی، فروشگاههای اپلیکیشن - سهم نامتناسبی از ارزش ایجاد شده توسط افرادی که به آنها وابسته هستند را به خود اختصاص میدهند. یک رانندهی تاکسی اینترنتی کسری از کرایه را دریافت میکند؛ یک نوازنده از کار خود چند پنی درآمد دارد. او استدلال میکند که بلاکچینها یک جایگزین واقعی ارائه میدهند: سیستمهایی با قوانین شفاف، کنترل توزیعشده و مدلهای اقتصادی که اجازه میدهند ارزش به جای واسطهها، به سمت شرکتکنندگان جریان یابد. قانون شفافیت، از نظر جنینگز، به گونهای طراحی شده است که این جایگزین را از نظر قانونی قابل اجرا کند - با تکیه بر قوانین موجود کالاها و اوراق بهادار، روشن کردن مرز قضایی بین SEC و CFTC، و به طور حیاتی به شبکههای بلاکچین یک مسیر قانونی برای راهاندازی، جمعآوری سرمایه و فعالیت در ایالات متحده بدون اجبار به ساختارهای شرکتی که ارزش اصلی آنها را تضعیف میکند، میدهد. او با دقت خاطرنشان میکند که این، مقرراتزدایی نیست. این یک مقررات مناسب است - که برای آنچه شبکههای بلاکچین در واقع هستند طراحی شده است.
چرا این لحظه را نمیتوان هدر داد
جنینگز استدلال میکند که حمایت دو حزبی از طرح CLARITY - نسخه مجلس با ۲۹۴ رأی موافق در برابر ۱۳۴ رأی مخالف و ۷۸ رأی موافق دموکراتها - نشاندهنده یک تغییر سیاسی قاطع است. این دیگر بحثی در مورد این نیست که آیا فناوری بلاکچین شایسته یک چارچوب نظارتی است یا خیر. بحثی در مورد این است که آن چارچوب باید چگونه باشد. از نظر او، مخاطرات فراتر از صنعت کریپتو گسترش مییابد. با افزایش سهم سیستمهای دیجیتال شکل گرفته توسط هوش مصنوعی و انحصارهای پلتفرمی، این سوال که آیا این زیرساخت باز یا بسته، متمرکز یا توزیعشده خواهد بود، به یکی از مهمترین مسائل دهه آینده تبدیل میشود. تغییرات پلتفرمهای قبلی - محاسبات شخصی، موبایل، اینترنت - هر کدام تمرکز عظیمی از قدرت را ایجاد کردند، به طوری که تعداد کمی از شرکتها فناوریهایی را کنترل میکردند که میلیاردها نفر به آنها وابسته هستند.
جنینگز معتقد است که شبکههای بلاکچین غیرمتمرکز مسیر متفاوتی را ارائه میدهند - زیرساختی که به راحتی نمیتوان آن را توسط هیچ بازیگر واحدی بازنویسی، سانسور یا تغییر مسیر داد. اینکه آیا این مسیر در مقیاس بزرگ قابل اجرا خواهد بود یا خیر، تا حد زیادی به این بستگی دارد که آیا محیط قانونی ایالات متحده از آن حمایت میکند یا آن را مسدود میکند. او هشدار میدهد که این فرصت منتظر نخواهد ماند.defiبهطور نامحدود. سایر حوزههای قضایی در حال ایجاد چارچوبهای خود هستند. کارآفرینان آمریکایی که نمیتوانند در خانه به شفافیت برسند، آن را در جای دیگری پیدا خواهند کرد - و هزینه این نتیجه نه تنها بر دوش صنعت کریپتو، بلکه بر دوش کل ایالات متحده خواهد بود.
کمیته بانکداری سنا وظیفه خود را انجام داده است. بقیه مراحل - رأیگیری در صحن مجلس، تأیید مجلس و امضای رئیسجمهور - باید دنبال شود. همانطور که جنینگز میگوید، هزینه عدم اقدام، آیندهای است که در آن نوآوری آمریکایی در یکی از مهمترین تغییرات فناوری زمان ما در جایی دیگر، تحت قوانین شخص دیگری و با شرایطی که به منافع شخص دیگری خدمت میکند، اتفاق میافتد. او نتیجه میگیرد که این آیندهای نیست که ایالات متحده بتواند از عهده آن برآید.
رفع مسئولیت
در خط با دستورالعمل های پروژه اعتماد، لطفاً توجه داشته باشید که اطلاعات ارائه شده در این صفحه به عنوان مشاوره حقوقی، مالیاتی، سرمایه گذاری، مالی یا هر شکل دیگری در نظر گرفته نشده است و نباید تفسیر شود. مهم است که فقط در موردی سرمایه گذاری کنید که توانایی از دست دادن آن را دارید و در صورت شک و تردید به دنبال مشاوره مالی مستقل باشید. برای کسب اطلاعات بیشتر، پیشنهاد می کنیم به شرایط و ضوابط و همچنین صفحات راهنمایی و پشتیبانی ارائه شده توسط صادرکننده یا تبلیغ کننده مراجعه کنید. MetaversePost متعهد به گزارش دقیق و بی طرفانه است، اما شرایط بازار بدون اطلاع قبلی ممکن است تغییر کند.
درباره نویسنده
آلیسا، یک روزنامه نگار اختصاصی در MPost، متخصص در ارزهای دیجیتال، هوش مصنوعی، سرمایهگذاری و حوزه گسترده... Web3. او با نگاهی دقیق به روندها و فناوریهای نوظهور، پوشش جامعی را برای اطلاعرسانی و مشارکت خوانندگان در چشمانداز همیشه در حال تحول مالی دیجیتال ارائه میکند.
مقالات بیشتر
آلیسا، یک روزنامه نگار اختصاصی در MPost، متخصص در ارزهای دیجیتال، هوش مصنوعی، سرمایهگذاری و حوزه گسترده... Web3. او با نگاهی دقیق به روندها و فناوریهای نوظهور، پوشش جامعی را برای اطلاعرسانی و مشارکت خوانندگان در چشمانداز همیشه در حال تحول مالی دیجیتال ارائه میکند.



