هوش مصنوعی غیرمتمرکز در عمل: بنیانگذار Subnet.ai در مورد چالشها، پذیرش و آینده هوش متنباز صحبت میکند.
به طور خلاصه
در این مصاحبه، مارک باسا، بنیانگذار Subnet.ai، توضیح میدهد که چگونه داشبورد او ۱۲۸ زیرشبکه Bittensor را ردیابی میکند و خروجیهای واقعی محصول، درآمد مشارکتکنندگان و کاربرد رو به رشد هوش مصنوعی غیرمتمرکز در دنیای واقعی را آشکار میسازد.
در بسیاری از صنایع، هوش مصنوعی غیرمتمرکز با شک و تردید مواجه است زیرا کاربرد آن در دنیای واقعی بلافاصله قابل مشاهده نیست؛ منتقدان این سوال را مطرح میکنند که آیا مشوقهای مبتنی بر توکن میتوانند به طور مداوم خروجیهای قابل اعتمادی تولید کنند و نگرانند که شبکههای آزمایشی و باز ممکن است از استانداردهای لازم برای برنامههای آماده تولید فاصله بگیرند.
بیتنزور، پروتکلی که برای تشویق مشارکتهای هوش مصنوعی متنباز طراحی شده است، پاسخ ملموسی ارائه میدهد. به گفته بری سیلبرت، بنیانگذار گروه ارز دیجیتال، بیش از ۱۰۰ میلیون دلار در سال برای شرکتکنندگانی که در ۱۲۸ زیرشبکه برای تولید هوش غیرمتمرکز رقابت میکنند، در دسترس است و زیرشبکههای انفرادی مانند بیتمایند در مقطعی از سال گذشته تا ۱۸۰۰۰ دلار در روز را به مشارکتکنندگان برتر توزیع میکردند.
علاوه بر این، پتانسیل اقتصادی هوش مصنوعی متنباز قابل توجه است. تحقیقات دانشگاه هاروارد از مارس ۲۰۲۴ تخمین زده است که نرمافزار متنباز ۸.۸ تریلیون دلار ارزش اقتصادی ایجاد میکند در حالی که هزینه توسعه آن تنها ۴.۱۵ میلیارد دلار است، که نشان میدهد انگیزههای قویتر در حوزههای تأثیرگذار مانند هوش مصنوعی میتواند ارزش جهانی حتی بیشتری را ایجاد کند.
بیتنزور اولین آزمایش در مقیاس پروتکل است که این فرضیه را آزمایش میکند و یک اکوسیستم غیرمتمرکز ایجاد میکند که در آن به مشارکتکنندگان برای تولید خروجیهای واقعی و ارسال محصولات پاداش داده میشود.
مارک باسا، بنیانگذار سابنت.ای، یک داشبورد جامع ساخته است که فعالیت را در تمام ۱۲۸ زیرشبکه ردیابی میکند و نشان میدهد کدام شبکهها بیشترین درآمد را دارند، چه چیزی میسازند و چه کسی درآمد دارد. از نمونههای قابل توجه میتوان به Chutes اشاره کرد که بیش از ۹.۱ تریلیون توکن پردازش کرده و به ۴۰۰۰۰۰ کاربر خدمترسانی میکند و به عنوان برترین ارائهدهنده متنباز در OpenRouter ظهور کرده است. مدل انتشار گازهای گلخانهای این سیستم، فشار بازار را افزایش میدهد و به تدریج زیرشبکههای کمعملکرد را کنار میگذارد و این اصل را تقویت میکند که پروتکلهای بدون مجوز میتوانند فعالیت اقتصادی معناداری را هماهنگ کنند و در عین حال به مشارکتکنندگان با نرخهای رقابتی پاداش دهند.
در این مصاحبه با MPost او بررسی میکند که چگونه شبکه بیتنزور، کاربردپذیری در دنیای واقعی، فرصتها و چالشهای هوش مصنوعی غیرمتمرکز و آیندهای که ممکن است برای هوش متنباز ساختهشده خارج از ساختارهای سنتی شرکتها در نظر گرفته شود را نشان میدهد.
چگونه رشد بیتنزور به ۱۲۸ زیرشبکه، کاربرد آن را در دنیای واقعی نشان میدهد، و شما چگونه به افراد شکاک که میپرسند «مورد استفاده کجاست؟» پاسخ میدهید؟
شکاکانی که میپرسند «مورد استفاده کجاست؟» باید بدانند که ماینرهای بیتنزور توسط زیرشبکهها تشویق میشوند تا خروجیهای واقعی و پاسخهای نهایی تولید کنند. از آنجا که این افراد از سراسر جهان با پیشینههای مختلف و بدون فرهنگ سازمانی مشترک هستند، تفکر متنوعتر است و پاسخها به تدریج بهتر از هر چیزی خواهد شد که در دیوارهای یک سازمان واحد تولید میشود. میلیاردها دلاری که در سیلیکون ولی برای هوش مصنوعی متمرکز جمعآوری میشود، برای مطابقت با سرعت، هزینه و استحکام آنچه یک شبکه منبع باز با انگیزه میتواند در طول زمان تولید کند، تلاش خواهد کرد.
من فکر میکنم شک و تردید سالم باید در مورد خود اکوسیستم نیز اعمال شود. برخی از زیرشبکهها میلیونها دلار انتشار گازهای گلخانهای دریافت کردهاند و ساخت و ساز بسیار کمی داشتهاند، و ابزارهایی مانند زیرشبکه.ai مقایسهی آنچه یک زیرشبکه به دست آورده است را با آنچه واقعاً ارسال کرده است، آسان میکند. سیگنال گویاتر، زیرشبکههایی هستند که با انتشار گازهای گلخانهای متوسط کار میکنند و بیسروصدا در حال جذب مشتری و ساخت محصولات واقعی هستند، زیرا فرهنگ یک شبکهی غیرمتمرکز در نهایت defiیکپارچگی خود را از دست داده است، و آن فرهنگ اکنون در دستان یک جامعه جهانی است، نه در دستان تعداد انگشت شماری از شرکتها.
چرا احساسات عمومی به سمت هوش مصنوعی غیرمتمرکز در حال تغییر است و بیتنزور چگونه در این روند قرار میگیرد؟
برای مثال، متا را در نظر بگیرید. این شرکت به دلیل نقض دادهها، دستکاری الگوریتمها و مهندسی عمدی تجربیات اعتیادآور، با دعاوی حقوقی متعددی روبرو شده است. شرکتهایی مانند این، از هر فرصتی برای استفاده از فناوری خود برای ساختن چیزی واقعاً بهتر برای بشریت برخوردار بودند و در عوض، سود را انتخاب کردند. در برههای از زمان، عموم مردم متوجه این موضوع میشوند و وقتی این اتفاق میافتد، شروع به جستجوی جایگزین میکنند. با این اوصاف، سادهلوحانه است که فکر کنیم شرکتهای بزرگ فناوری بیسروصدا کنار خواهند رفت. سیاستمداران هنوز باید انتخاب شوند، صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر و صندوقهای پوشش ریسک ممکن است برای سرمایهگذاری در متنباز عجلهای نداشته باشند و هیچ گذار یک شبهای وجود ندارد.
آنچه در واقع این تغییر را هدایت میکند، محصولات بهتر و آزادی بیشتر است و اینجاست که بیتنزور اهمیت پیدا میکند. هشداری که باید اضافه کرد این است که پشتیبانی از زیرشبکههایی که ارائه نمیدهند، فقط یک نسخه غیرمتمرکز از همان مشکل است. زیرشبکههایی که محصولات واقعی را ارائه میدهند و اعتماد را جلب میکنند، همانهایی هستند که ... defiاینکه آیا هوش مصنوعی غیرمتمرکز واقعاً مطابق انتظارات مردم عمل میکند یا خیر.
پاداش بالای توکنهای TAO بیتنزور چه چیزی را در مورد تأمین مالی هوش مصنوعی از طریق شبکههای رمزنگاری نشان میدهد و آیا این مدل پایدار است؟
پاداشهای توکن، نشانهای واقعی از این است که شبکه، کار واقعی را در مقیاسی تأمین مالی میکند که مدلهای سنتی برای رقابت با آن به مشکل برمیخورند. یک مهندس ماینینگ در بیتتنسور میتواند روزانه دهها هزار دلار درآمد کسب کند که دلیل قانعکنندهای برای کسی در گوگل است تا در مورد محل ساختوساز خود تجدید نظر کند. این نوع انگیزه، قدرتمند است و یکی از چیزهایی است که بیتتنسور را جالب میکند.
اما پایداری سوال درستی است که باید پرسیده شود. پاسخ صادقانه این است که زیرشبکهها و ماینرهایی که سیستم را بازی میدهند و از آن سوءاستفاده میکنند، چه خودشان متوجه باشند چه نباشند، در سقوط آن نقش دارند. تغییرات سریع پروتکل بدون هشدار، انتشار گازهای گلخانهای به زیرشبکههایی که هرگز چیزی ارسال نکردهاند، و اختلافات داخلی در جامعه بر سر اینکه چه کسی لیاقت بیشتری دارد، ترکهای کوچکی در سنگ هستند که در نهایت برج را فرو میریزند. هیچکدام از اینها شرکتهای جدی یا بهترین توسعهدهندگان جهان را جذب نمیکند.
همچنین دلیلی وجود دارد که بسیاری از زیرشبکهها نمیتوانند از یک VC سرمایه جذب کنند. در آن دنیا، اگر کلاهبرداری کنید، از شما شکایت میشود. در اینجا، عواقب آن کمتر فوری است، به این معنی که فرهنگ باید کاری را انجام دهد که پاسخگویی قانونی در جاهای دیگر انجام میدهد.
پایداری به این صورت به نظر میرسد که به افراد برای کار صادقانهای که در واقع شبکه را بهبود میبخشد، پول پرداخت میشود. وقتی این اتفاق میافتد، این مدل واقعاً بهتر از بودجهبندی سنتی است. وقتی اینطور نیست، شما فقط همان انگیزههای استخراجی را در یک پوشش غیرمتمرکز بازسازی میکنید.
کدام دسته از برنامههای هوش مصنوعی Bittensor بیشترین مشارکت و جوایز را جذب میکنند و چرا؟
مشارکت و پاداشها توسط انتشار هدایت میشوند، بنابراین زیرشبکههای با بالاترین ارزش بازار به طور طبیعی بیشترین توجه را به خود جلب میکنند. اما با افزایش رقابت و کاهش حاشیه سود، تعداد بیشتر ماینرها همیشه به معنای نتایج بهتر نیست. نکته جالب این است که زیرشبکههای با ارزش بازار پایین و متوسط نیز تمایل دارند که تعداد ماینرهایشان کامل باشد، زیرا مانع ورود کمتر است، بنابراین مشارکت در واقع بیشتر از آنچه اعداد اصلی نشان میدهند، در سراسر اکوسیستم پخش میشود. زیرشبکههایی که جذابیت واقعی پیدا میکنند، معمولاً آنهایی هستند که کاری که ماینرها انجام میدهند به چیزی که واقعاً مورد استفاده قرار میگیرد، مربوط میشود.
چه الگوهایی در مشارکتها و پاداشها در ۱۲۸ زیرشبکه بیتنزور پدیدار میشود، و چه کسی بیشترین ارزش را به دست میآورد؟
ارزش به طور مساوی توزیع نشده است و صادقانه بگویم که نباید هم اینطور باشد. چوتس (SN64) با ارزش بازار ۸۳ میلیون دلار، ۵۰ میلیون دلار بالاتر از دومین زیرشبکه بزرگ قرار دارد و کمی کمتر از ۲۰٪ از انتشار روزانه پروتکل را به خود اختصاص میدهد. این شکاف، اطلاعات زیادی در مورد بلوغ شبکه به شما میدهد. تعداد انگشتشماری از زیرشبکهها بار سنگین را به دوش میکشند، در حالی که تعداد زیادی از زیرشبکههای دیگر هنوز در حال یافتن جایگاه خود هستند.
نکته جالبتر اینکه از طریق subnet.ai میتوان مشاهده کرد که برخی از زیرشبکههایی که ارزش واقعی برای جامعه متنباز ارائه میدهند، به طور متناسب پاداش نمیگیرند، صرفاً به این دلیل که آنها نحوه بهینهسازی TAOflow را پیدا نکردهاند. این یک مشکل واقعی است که باید به آن توجه شود زیرا پروتکل هنوز نقش بسیار بزرگی در انتشار گازهای گلخانهای دارد و اگر بدانید چگونه سیستم را در بالا بازی دهید، میتوانید. زیرشبکههایی که شایسته توجه بیشتری هستند، اغلب آنهایی هستند که بیسروصدا با انتشار گازهای گلخانهای متوسط در حال ساخت هستند و در حال حاضر بازار همیشه این را منعکس نمیکند.
چه چیزی Chutes را در بیتنزور منحصر به فرد میکند، و رشد آن چه چیزی را در مورد تقاضا برای محاسبات غیرمتمرکز هوش مصنوعی نشان میدهد؟
Chutes هدف بلندپروازانهی بیتنزور است. پردازش ۹.۱ تریلیون توکن از اواخر سال ۲۰۲۴ با صدها هزار کاربر، برای هر زیرساختی، چه برسد به یک زیرساخت غیرمتمرکز، عدد قابل توجهی است. این رشد واقعی است و تقاضایی که برای محاسبات GPU مقرون به صرفه و باز نشان میدهد، حتی واقعیتر است.
با این حال، تنش صادقانه این است که تعداد بسیار کمی از این کاربران میدانند که در Bittensor هستند. Chutes بازاریابی یا روابط عمومی زیادی انجام نمیدهد که اکوسیستم وسیعتری را روی نقشه قرار دهد و بسیاری از سرمایهای که به آن وارد میشود برای APY است تا اعتقاد به آنچه شبکه در حال ساخت آن است. این انتقادی از Chutes نیست، محصول خود گویای همه چیز است، اما برای اینکه Bittensor بتواند از داشتن زیرشبکهای در آن مقیاس به طور کامل بهرهمند شود، این داستان باید بهتر روایت شود.
افزایش مشارکت نهادی چه چیزی را در مورد اعتبار و آینده هوش مصنوعی غیرمتمرکز نشان میدهد؟
تعامل نهادی یک قطعه از پازل را حل میکند، اما این فقط یک قطعه است. فرهنگ موجود در بیتنزور در حال حاضر به شدت بر خرید توکنهای ارزان TAO و آلفا توسط نهادها برای فروش در زمان افزایش قیمت بازار متمرکز است. اشکالی ندارد، اما بیتنزور به چیزی تبدیل میشود که زیرشبکهها بتوانند کسبوکارهای واقعی ایجاد کنند. انبوهی از پروژهها به ارزش بازار عظیمی میرسند و سپس به آرامی از بین میروند، که بیشتر به دلیل عدم تناسب محصول با بازار است. من فکر میکنم بخشی از پازل گمشده، خردهفروشی است. آن نقطه ورود، آن لایه رو به مصرفکننده که میلیاردها کاربر عادی را به اکوسیستم جذب میکند، هنوز ساخته یا مستقر نشده است، تا به حال. ما ساختیم زیرشبکه.ai زیرا ما معتقدیم اگر قرار است سرمایههای خرد و نهادی جدی را به ارمغان بیاورید، باید یک لایه تحقیقاتی وجود داشته باشد که اطلاعات لازم برای اعتماد به زیرشبکهها را در اختیار شما قرار دهد. خرید توکن یک زیرشبکه در درجه دوم اهمیت قرار دارد - ما باید اعتمادسازی کنیم و به وضوح توضیح دهیم که این زیرشبکهها واقعاً چه کاری انجام میدهند. تنها در این صورت است که نهادها و سرمایهگذاران خرد لحظهای شگفتزده میشوند و همه چیز را به بیتنزور میسپارند.
مسئله بزرگتر این است که تعداد زیادی از زیرشبکهها به اندازه کافی پشتیبانی نمیشوند. پرداخت هزینه ثبت نام و ثبت نام، به معنای رشد و توسعه کسب و کار نیست. این تیمها به معاملات تجاری، برندسازی، مشاوران و کمک واقعی برای توسعه کسب و کار نیاز دارند. موسسات وارد شدهاند، پول درآوردهاند و از بسیاری از پروژههای بلاکچین که اکنون از بین رفتهاند، عبور کردهاند. سوالی که ارزش پرسیدن دارد این نیست که آیا بیتنزور میتواند سرمایه جذب کند، بلکه این است که آیا کسب و کارهایی که بر روی آن ساخته میشوند به اندازه کافی پایدار هستند که همچنان در سالهای آینده وجود داشته باشند یا خیر. قرار دادن تمام لوگوهای فانتزی در پروفایل یک زیرشبکه با زیرشبکهای که تجارت میکند و مشکلات واقعی را که مردم میخواهند برای آنها هزینه کنند، حل میکند، قابل مقایسه نیست.
بیتنزور در حال حاضر از برنامههای کاربردی مصرفکننده پشتیبانی میکند - تارگون (SN4) چت نقشآفرینی دیپی را با بیش از 4 میلیون کاربر پشتیبانی میکند. آیا فکر میکنید هوش مصنوعی غیرمتمرکز به پذیرش عمومی توسط کاربران نهایی نزدیک میشود و با رشد اکوسیستم، چه نوع برنامههای کاربردی مصرفکننده یا سازمانی احتمالاً پدیدار خواهند شد؟
دیپی اخیراً Subnet 11 را فروخت و از ادارهی کل Subnetها کنارهگیری کرد، چرا که دریافت ارزش افزودهی واقعی آنها برای Bittensor، ساخت محصولات روی شبکه است، نه مدیریت زیرساخت. در واقع، این فروش نشان میدهد که این «املاک هوش مصنوعی» دیجیتال چقدر ارزشمند شده است. Subnetهایی که استنتاج پشت برنامهی شما را پشتیبانی میکنند، ارزش مالکیت دارند و سازندگانی که این موضوع را زودتر درک کنند، از مزیت قابل توجهی برخوردار خواهند بود.
هدف نهایی هوش مصنوعی غیرمتمرکز، مانند اکثر فناوریهای غیرمتمرکز، محو شدن کامل در پسزمینه است. میلیاردها سرمایه تا زمانی که مردم به آنچه میخرند اعتماد نکنند یا تا زمانی که محصولات ساخته شده بر روی آن کار نکنند، به این اکوسیستم سرازیر نخواهد شد. یک فرد عادی که از یک بازی، یک ابزار خلاقانه یا هر برنامه مصرفی استفاده میکند، نباید نیازی به دانستن زیرساختی که روی آن اجرا میشود داشته باشد و زیرشبکهها نیز نباید این را مطرح کنند زیرا باعث حواسپرتی میشود و مشتریان بالقوه را به دام میاندازد. این اتفاق در حال حاضر با محصولاتی مانند Pax Historia، یک بازی سندباکس تاریخ جایگزین با پشتیبانی YC که روی Chutes (SN64) اجرا میشود و بیش از 35,000 کاربر روزانه دارد که 100 میلیارد توکن در هفته پردازش میکنند، در حال رخ دادن است که اکثر آنها نمیدانند از زیرساخت غیرمتمرکز استفاده میکنند. چیزی که باعث پذیرش از اینجا میشود، سازندگانی هستند که زیرساخت غیرمتمرکز را انتخاب میکنند زیرا اقتصاد منطقی است و هرچه تعداد بیشتری از آنها این موضوع را بفهمند، اثرات شبکهای نیز به دنبال آن میآید.
به نظر شما بزرگترین چالش یا تصور غلطی که ممکن است افراد خارجی در مورد هوش مصنوعی غیرمتمرکز داشته باشند، چیست؟
بزرگترین تصور غلط این است که هوش مصنوعی غیرمتمرکز به طور خودکار بهتر یا ایمنتر است، فقط به این دلیل که توسط یک شرکت بزرگ کنترل نمیشود. افرادی که سرویسهای غیرمتمرکز را اداره و مالکیت میکنند، میتوانند به اندازه هر کسی در یک ساختار متمرکز، خودخواه باشند و بسیاری از پروژههایی که خود را غیرمتمرکز مینامند، هنوز تعداد انگشتشماری از افراد دارند که تمام تصمیمات واقعی را میگیرند. این نکته ارزش صادق بودن را دارد.
دلیل اینکه این فناوریها هنوز هم مهم هستند این است که وقتی تمرکززدایی واقعاً کار میکند، افراد مشارکتکننده را تغییر میدهد. به جای اینکه هوش مصنوعی چیزی باشد که جایگزین انسانها شود، به چیزی تبدیل میشود که مردم میتوانند بر روی آن کسبوکارهای واقعی بسازند. این تغییر، از مصرفکننده فناوری دیگران بودن به مالک یا سازنده در یک شبکه باز بودن، فرصتی است که به اندازه کافی در مورد آن صحبت نمیشود.
با نگاهی به سالهای ۲۰۲۵-۲۰۲۶، باید مراقب چه روندهای کلیدی صنعتی در هوش مصنوعی غیرمتمرکز باشیم؟
روندی که ارزش بررسی دارد این است که چه کسی واقعاً شرکتهای موفق را بر روی زیرساخت هوش مصنوعی غیرمتمرکز میسازد. هیجانانگیزترین نسخه از مسیری که این روند طی میکند، زیرساخت کسبوکار متنبازی است که به هیچ نهاد واحدی متکی نیست، جایی که فردی با جاهطلبی و ایده خوب اما بدون پیشینه فنی میتواند یک اپلیکیشن راهاندازی کند، بازاریابی خود را انجام دهد، پرداختها را مدیریت کند و مقیاسپذیر شود، همه از طریق یک لایه هوشمند که موانعی را که از نظر تاریخی این نوع کارآفرینی را دور از دسترس نگه داشته است، از بین میبرد. اگر این لایه به درستی ساخته شود، اقتصاد کارآفرینی میتواند به کاوش بپردازد.
رفع مسئولیت
در خط با دستورالعمل های پروژه اعتماد، لطفاً توجه داشته باشید که اطلاعات ارائه شده در این صفحه به عنوان مشاوره حقوقی، مالیاتی، سرمایه گذاری، مالی یا هر شکل دیگری در نظر گرفته نشده است و نباید تفسیر شود. مهم است که فقط در موردی سرمایه گذاری کنید که توانایی از دست دادن آن را دارید و در صورت شک و تردید به دنبال مشاوره مالی مستقل باشید. برای کسب اطلاعات بیشتر، پیشنهاد می کنیم به شرایط و ضوابط و همچنین صفحات راهنمایی و پشتیبانی ارائه شده توسط صادرکننده یا تبلیغ کننده مراجعه کنید. MetaversePost متعهد به گزارش دقیق و بی طرفانه است، اما شرایط بازار بدون اطلاع قبلی ممکن است تغییر کند.
درباره نویسنده
آلیسا، یک روزنامه نگار اختصاصی در MPost، متخصص در ارزهای دیجیتال، هوش مصنوعی، سرمایهگذاری و حوزه گسترده... Web3. او با نگاهی دقیق به روندها و فناوریهای نوظهور، پوشش جامعی را برای اطلاعرسانی و مشارکت خوانندگان در چشمانداز همیشه در حال تحول مالی دیجیتال ارائه میکند.
مقالات بیشتر
آلیسا، یک روزنامه نگار اختصاصی در MPost، متخصص در ارزهای دیجیتال، هوش مصنوعی، سرمایهگذاری و حوزه گسترده... Web3. او با نگاهی دقیق به روندها و فناوریهای نوظهور، پوشش جامعی را برای اطلاعرسانی و مشارکت خوانندگان در چشمانداز همیشه در حال تحول مالی دیجیتال ارائه میکند.



