۱۰ راهکار SaaS سازمانی که گردش کارهای مالی را در سال ۲۰۲۶ ساده میکنند

تیمهای مالی مدت زیادی را صرف کار با صفحات گسترده، زنجیرههای تأیید ایمیل و تلاش دیوانهوار آخر هر ماه برای بستن دفاتر مالی میکردند. این وضعیت سریعتر از آن چیزی که اکثر افراد خارج از حوزه مالی احتمالاً تصور میکنند، تغییر کرده است.
اکنون یک لایه نرمافزاری واقعی بین لحظه جابجایی پول و لحظهای که در یک صورت مالی قرار میگیرد، قرار دارد: دستهبندی آن، تطبیق آن، مسیریابی آن برای تأیید، و علامتگذاری موارد نادرست.
برخی از این پلتفرمها بر روی بدهیها، برخی بر روی بسته شدن معامله و برخی دیگر بر روی خرج کردن قبل از وقوع آن تمرکز دارند. در اینجا ده پلتفرم وجود دارد که در حال حاضر در بخشهای مالی در حال اجرا هستند.
رمپ
رمپ تمام هویت خود را حول این ایده بنا کرد که کارت شرکتی نباید فقط راهی برای خرج کردن پول باشد، بلکه باید راهی برای کنترل آن نیز باشد.
هر تراکنش به طور خودکار طبقهبندی میشود، نقض سیاستها به جای اینکه سه هفته بعد در حین تطبیق کشف شود، در لحظه علامتگذاری میشود و لایه هوش مصنوعی آن (رمپ آن را خلبان خودکار مینامد) کدگذاری صورتحسابهای تکراری و تشخیص فاکتورهای تکراری را بدون بررسی دستی توسط کسی انجام میدهد.
در حال حاضر، این روش از کارتهای اعتباری فراتر رفته و به پرداخت قبوض، خرید و مسافرت رسیده است، اما رویکرد آن ثابت مانده است: زمان کمتری صرف نظارت پلیس پس از وقوع جرم میشود و بیشتر از آن قبل از وقوع جرم جلوگیری میشود.
رمپ همچنین در مورد قیمتگذاری بسیار تهاجمی عمل کرده است، یک سطح رایگان برای ویژگیهای اصلی AP، قیمتگذاری ارزان به ازای هر صندلی برای کنترلهای پیشرفتهتر، که بخشی از دلیل رشد سریع آن در بین تیمهای مالی است که از قراردادهای گرانقیمت AP قدیمی آسیب دیدهاند و خوشحال هستند که به چیزی روی آورند که واقعاً صرفهجویی را روی کاغذ نشان میدهد.
برکس
برکس تقریباً در همان مسیر رمپ، کارتهای شرکتی برای استارتاپها، شروع به کار کرد، اما در نهایت به جایی کمی متفاوت رسید: به عنوان یک لایه مالی تعبیهشده که سایر پلتفرمها بر روی آن ساخته میشوند.
برای مثال، محصول کارت مجازی جدیدتر کوپا، به جای اینکه کوپا شبکه کارت خود را از ابتدا بسازد، از پایه و اساس بریکس (Brex) کار میکند.
این یک تغییر معنادار برای شرکتی است که قبلاً عمدتاً به عنوان «کارت استارتاپی» شناخته میشد، چرا که زیرساختی که سایر نرمافزارهای مالی بیسروصدا به آن وابسته هستند، نوع متفاوتی از کسبوکار است که مسلماً جذابتر از برندی است که مردم در مورد آن با مشتری در ارتباط هستند.
بیل
BILL زاویه دید کمی متفاوتی نسبت به بازیگران کارتمحور دارد: این سیستم حول محور پرداخت و دریافت واقعی وجه بنا شده است، نه حول محور آنچه روی کارت اتفاق میافتد. این سیستم هر دو طرف چرخه جریان نقدی را برای کسبوکارهای کوچک و متوسط (پرداختهای فروشنده، فاکتورهای مشتری و وصول مطالبات) از طریق یک سیستم به جای دو سیستم مجزا مدیریت میکند.
این چارچوببندی «هر دو جهت» بیش از آنچه که به نظر میرسد اهمیت دارد، زیرا بسیاری از ابزارهای AP به طور کامل بخش مطالبات را نادیده میگیرند و بسیاری از ابزارهای صدور فاکتور، بدهیها را نادیده میگیرند، که باعث میشود صاحب کسبوکار دو تصویر جداگانه از وضعیت نقدینگی خود را با دست به هم بچسباند.
BILL از پرداختها از طریق ACH، چک، حواله یا کارت پشتیبانی میکند و با سیستمهای حسابداری که کسبوکارهای کوچک از قبل استفاده میکنند، همگامسازی میشود که در واقع کل بازی برای این بخش است. هیچکس که یک شرکت ۴۰ نفره را اداره میکند، نمیخواهد یک سیستم جدید را فقط برای پرداخت به موقع به فروشندگان خود یاد بگیرد.
تیپالتی
کل دلیل وجود تیپالتی اساساً این است: وقتی در بیش از چند کشور فعالیت میکنید، پرداخت به تأمینکنندگان واقعاً سخت میشود، بنابراین کسی باید این پیچیدگی را از ابتدا تا انتها تحمل کند.
این شرکت پرداختهای انبوه را با بیش از ۱۲۰ ارز انجام میدهد، به علاوهی موارد کماهمیتتری که شرکتها را در سطح بینالمللی سردرگم میکند: جمعآوری و اعتبارسنجی فرمهای مالیاتی W-9 و W-8، و رعایت مالیات تکلیفی در حوزههای قضایی که همگی قوانین کمی متفاوتی دارند.
این محصول به اندازه یک محصول کارت شرکتی زرق و برق ندارد، اما برای شرکتی که بدهیها را در دوازده کشور اداره میکند، اینکه «آیا این محصول به طور پیشفرض انطباق مالیاتی را به درستی مدیریت میکند» از هر داشبوردی مهمتر است.
جذب تأمینکنندگان نیز بخشی از همین گردش کار است: جمعآوری جزئیات پرداخت و اسناد مالیاتی آنها از قبل، به طوری که بخش مالی هر بار که یک رابطه جدید با فروشنده آغاز میشود، آن اطلاعات را به صورت دستی پیگیری نکند.
خط سیاه
بلکلاین در نقطهی متفاوتی از گردش کار نسبت به اکثر نامهای این لیست قرار دارد. نه خرج کردن امروز، بلکه بستن حسابها در پایان ماه، زمانی که حسابداران باید تمام حسابها را با هم تطبیق دهند و مطمئن شوند که دفاتر واقعاً با هم مطابقت دارند.
این شرکت، تطبیق حسابها، ثبتهای دفتر روزنامه و هرج و مرج عمومی فصل معاملات را خودکار میکند و اخیراً به شدت به سمت چیزی که آن را «عملیات مالی عامل» مینامد، پیش میرود.
اساساً این عوامل هوش مصنوعی هستند که بخشهایی از کار تطبیق را خودشان انجام میدهند، با رویکردی «جعبه شیشهای» که به معنای قابل حسابرسی نگه داشتن هر تصمیم خودکار است، نه یک جعبه سیاه که یک کنترلکننده باید کورکورانه به آن اعتماد کند.
پایگاه هوایی (توسط Paylocity)
ایربیس به عنوان یکی از کاملترین پلتفرمهای مدیریت هزینه شهرت پیدا کرد: کارتها، پرداخت قبوض و تدارکات زیر یک سقف، و مناسب شرکتهایی بود که به جای سه ابزار جداگانه که با صادرات و واردات به هم متصل شدهاند، یک سیستم واحد میخواستند.
این شرکت توسط Paylocity، شرکت منابع انسانی و حقوق و دستمزد، خریداری شد که روی کاغذ کمی غیرمعمول به نظر میرسد اما منطقی است: حقوق و دستمزد خود بخش عظیمی از هزینههای شرکت را تشکیل میدهد و ادغام مدیریت هزینهها در همان مجموعه که از قبل تعداد کارکنان و حقوق و دستمزد را مدیریت میکند، شکافی را که قبلاً نیاز به ادغام دیگری داشت، پر میکند.
استامپلی
دیدگاه استامپلی این است که یک فاکتور نباید بیصدا از زنجیره تأیید عبور کند. باید چیزی باشد که مردم بتوانند در مورد آن صحبت کنند، نظر بدهند و سوال بپرسند، درست همان جایی که فاکتور قرار دارد، نه از طریق ایمیل.
هوش مصنوعی آن که با نام تجاری Billy the Bot شناخته میشود، بر اساس دادههای هزینه سالانه بیش از صد میلیارد دلار آموزش دیده است و ثبت فاکتور، کدنویسی GL، تشخیص موارد تکراری و تطبیق با سفارشهای خرید را انجام میدهد.
چیزی که بیشتر از همه جلب توجه میکند، همکاری در مورد فاکتورهای بههمریخته است، فاکتورهایی که قبل از امضا کردن، نیاز به یک بررسی و تبادل نظر واقعی دارند: گزارشدهی و تطبیق سفارش خرید برای عملیات بسیار پیچیده و با حجم بالا، طبق گزارشها هنوز از ابزارهای تخصصیتر عقبتر است.
کوپا
کوپا در انتهای این فهرست که سازمانیتر است، قرار میگیرد: مدیریت کل هزینهها در زمینه تدارکات، صدور فاکتور و تجزیه و تحلیل، که بر اساس مجموعه دادههایی ساخته شده است که ادعا میکند تریلیونها دلار هزینه را در شبکهای با بیش از ده میلیون خریدار و تأمینکننده در بر میگیرد.
این سرویس توسط توما براوو خصوصی شد و از آن زمان به بعد، بیشتر به سمت «نمایندگان» دارای برند هوش مصنوعی و زیرساختهای پرداخت (از جمله کارت مجازی مبتنی بر Brex که در بالا ذکر شد) متمایل شده است تا Coupa Pay کمتر شبیه یک افزونه و بیشتر شبیه یک بخش بومی از پلتفرم به نظر برسد.
برای شرکتی که مدیریت تدارکات پیچیده و جهانی را در دهها واحد تجاری بر عهده دارد، طرح کوپا در واقع یک سیستم یکپارچه است نه یک سیستم ناهمگون، و خصوصی شدن مسلماً آن را آزاد کرد تا بدون فشار فصلی بازار عمومی که هر سرمایهگذاری را زیر سوال میبرد، روی نقشه راه هوش مصنوعی و پرداختها شرطبندیهای بزرگتری انجام دهد.
اوراکل NetSuite
NetSuite برخلاف اکثر سرویسهای دیگر، یک راهحل نقطهای نیست.
این یک ERP ابری کامل است که حسابهای پرداختنی و دریافتی را به عنوان یک ماژول در یک مجموعه مالی و عملیاتی بسیار بزرگتر که شامل موجودی، مدیریت سفارش و گزارشدهی میشود، ارائه میدهد.
این وسعت دقیقاً به همین دلیل است که شرکتهایی که برای رشد جدی یا گسترش بینالمللی برنامهریزی میکنند، تمایل دارند به آن بپردازند: دادههای AP در یک سیلوی جداگانه از بقیه کسبوکار قرار نمیگیرند، بلکه از قبل به همه چیز متصل هستند.
چیزی که از چنین ابزار جامعی انتظار میرود، همین است: زمانبندی پیادهسازی طولانیتر و منحنی یادگیری سریعتر نسبت به یک ابزار AP مستقل که یک کار را به خوبی انجام میدهد.
High Radius
HighRadius از سمت حسابهای دریافتنی به عملیات مالی میپردازد، که در این دسته به طور قابل توجهی کمتر از حسابهای پرداختنی مورد توجه قرار میگیرد، احتمالاً به این دلیل که دنبال پول گشتن برای مشتری نسبت به پرداخت به موقع به فروشندگان فوریت کمتری دارد - تا زمانی که پول نقد در زمانی که پیشبینی میشد، به دست نمیآید.
هوش مصنوعی آن، درخواست وجه نقد (تطبیق پرداختهای ورودی با فاکتورهای باز مناسب، که در بسیاری از شرکتها فرآیندی دستی و مستعد خطا است)، اولویتبندی وصول مطالبات و امتیازدهی ریسک اعتباری را در طول چرخه سفارش تا دریافت وجه، مدیریت میکند.
این یادآوری خوبی است که «عملیات مالی» فقط مربوط به کنترل آنچه از شرکت خارج میشود نیست - بخش زیادی از دردسرهای واقعی و ریسک واقعی جریان نقدی، در سمت وصول پول نهفته است که نادیده گرفتن آن بسیار آسانتر است.
شرکتهایی که پایگاههای مشتری B2B بزرگی دارند و در هر زمان هزاران فاکتور باز دارند، معمولاً شرکتهایی هستند که این موضوع را به شدت احساس میکنند، زیرا یک الگوی پرداخت از دست رفته میتواند بیسروصدا پیشبینی نقدینگی یک فصل کامل را قبل از اینکه کسی متوجه شود، تحریف کند.
رفع مسئولیت
در خط با دستورالعمل های پروژه اعتماد، لطفاً توجه داشته باشید که اطلاعات ارائه شده در این صفحه به عنوان مشاوره حقوقی، مالیاتی، سرمایه گذاری، مالی یا هر شکل دیگری در نظر گرفته نشده است و نباید تفسیر شود. مهم است که فقط در موردی سرمایه گذاری کنید که توانایی از دست دادن آن را دارید و در صورت شک و تردید به دنبال مشاوره مالی مستقل باشید. برای کسب اطلاعات بیشتر، پیشنهاد می کنیم به شرایط و ضوابط و همچنین صفحات راهنمایی و پشتیبانی ارائه شده توسط صادرکننده یا تبلیغ کننده مراجعه کنید. MetaversePost متعهد به گزارش دقیق و بی طرفانه است، اما شرایط بازار بدون اطلاع قبلی ممکن است تغییر کند.
درباره نویسنده
آلیسا، یک روزنامه نگار اختصاصی در MPost، متخصص در ارزهای دیجیتال، هوش مصنوعی، سرمایهگذاری و حوزه گسترده... Web3. او با نگاهی دقیق به روندها و فناوریهای نوظهور، پوشش جامعی را برای اطلاعرسانی و مشارکت خوانندگان در چشمانداز همیشه در حال تحول مالی دیجیتال ارائه میکند.
مقالات بیشتر
آلیسا، یک روزنامه نگار اختصاصی در MPost، متخصص در ارزهای دیجیتال، هوش مصنوعی، سرمایهگذاری و حوزه گسترده... Web3. او با نگاهی دقیق به روندها و فناوریهای نوظهور، پوشش جامعی را برای اطلاعرسانی و مشارکت خوانندگان در چشمانداز همیشه در حال تحول مالی دیجیتال ارائه میکند.



